تقدير خواست از تو بگيرد بهار را

تقدير خواست راه شما را جدا كند

او ميرسد كه باز هم عاشق كن مرا

او قول داده است كه به قولش وفا كند

خش خش صداي پاي خزان است يه نفر در را به روي حضرت پاييز باز كند

پاييز عاشق است